اینترو:
آرشام ایثار
ورس1:
آره تو بالایی ولی من نشستم رو زمین و دارم ستاره هامو نشون میکنم
من به فکر فردام و یه روز میتونم که بهتر بشم خیلی خوب میدونم
ولی تو چی نمیدونی ماهام خیلی وقته از رو خوشی نمیخونیم
ببین تو گیر کردی تو یه قوطی بیخودی / باید بیفتی به فکر روزی که میمونی
تک و تنها بعد من و حرفامم به یاد میاری و میگی چرا سال ها قبل
من به فکر روزایی که تو راهه نبودم ... هه هه .. نترس اینا قمار زمونه اس
نگو شکست خوردی این یه شعار زنونه اس
پاشو سر پا وایسا بگو دوباره میتونم / یه مرد واسه شروع همش دنبال بهونه اس
کروس:
مقایسه نکن خودتو با من / فرق داریم با هم خوب اینه آدم (2)
ورس2:
من تنهایی گیلیممو از آب کشیدم / رو پای خودم بودم حتی یه باخت ندیدم
از اول ساختم با سختی ها و بدی / هیچکسم نبود بهم بگه تو عزیز منی
تو که هر شب خونه ای و شام دور همی / توی تختتم میذارن یه پر قوی چنیم
دو رو برتم ریخته کلی داف تمیز / پولم که چه عرض کنم خوب داری عزیز
ولی بدون داداش همه دنیا این نیست / یه روز میرسه تو هم تنها میشی
اونوقت هر جا میری حتی واسه یه بار میبینی دعوا میشه سر سیگار
تو بیکار فقط داری پرسه میزنی / به خودت بیا اینه رسم من همین
عمر داره میره / فردا روزی میرسه وقت مرگت رسیده
کروس:
مقایسه نکن خودتو با من / فرق داریم با هم خوب اینه آدم (2)
ورس3:
اون بالا مالاها خیلی خوش میگذره نه / خسته نشدی هر روز پشت سرم
دود و بنگی که بسته مشتی / آخه تا کی تفریح نگو فاز منفی
میدونی من همشو دارم واسه خودت میگم / تو نوبل بگیری چیزی به من نمیدن
فردای این مملکت دست توئه / با چی میخوای بسازیش هرزه های دورت
یا هر وقت قمار نشو نره تو دم !!! یه پول به بخار ؟؟؟
اینجوری پیش بره فردا گوشه خیابونی / امروز خوش میگذره ولی بدون روزی
سختی تو راهه / زندگی بالا پایین داره / مثل یه جاده
بی مقصد بری حاجی تلف میشی / اینجا رحم نمیکنن بهت که بچه ای
حالا بی خیال واسه ما هم عرق بریز
کروس:
مقایسه نکن خودتو با من / فرق داریم با هم خوب اینه آدم (2)
اوترو:
پسر .. این خوشی ها مال امروزه
به امروز دل نبند .... فردای زندگیت تحدیده
با هدف برو جلو
تا نگردی آشنا
زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد
جای پیغام *سروش*
شعر آهنگ سرو چمان از امیر قهرمانی (بیداد) که شعرش مال حافظ هست
سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند
همدم گل نمیشود یاد سمن نمیکند
دی گلهای ز طرهاش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاه کج گوش به من نمیکند
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
پیش کمان ابرویش لابه همیکنم ولی
گوش کشیده است از آن گوش به من نمیکند
با همه عطف دامنت آیدم از صبا عجب
کز گذر تو خاک را مشک ختن نمیکند
چون ز نسیم میشود زلف بنفشه پرشکن
وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمیکند
دل به امید روی او همدم جان نمیشود
جان به هوای کوی او خدمت تن نمیکند
ساقی سیم ساق من گر همه درد میدهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمیکند
دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر
بی مدد سرشک من در عدن نمیکند
کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند
تیغ سزاست هر که را درد سخن نمیکند
تا نگردی آشنا
زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد
جای پیغام *سروش*